وحی و استدلال پذیری
18 بازدید
محل نشر: معرفت » پاییز 1377 - شماره 26 »(3 صفحه - از 24 تا 26)
نقش: نویسنده
وضعیت چاپ : چاپ شده
نحوه تهیه : فردی
زبان : فارسی
آیا نمی توان از وحی انتظار استدلال داشت؟ شاید طرح چنین سؤالی در محیطی که فرهنگ اسلامی بر آن حاکم است کمی اعجاب برانگیز باشد؛ اما باید توجه داشت که در عالم مسیحیت، به رغم ظهور برخی متفکران مستقل در قرون وسطی و عصر عقل گرایی جدید، همواره تفوّق و برتری وحی بر عقل مورد پسند و حمایت و گاهی نیز شعار نفی عقل و بی نقشی آن مورد توجه و اذعان بوده است. گاهی نسبت به نقش وحیانی پیامبران(علیهم السلام) گفته می شود: وحی پیامبران(علیهم السلام) همان مکاشفات و تجارب پیامبرانه ایشان است که در متون مقدس منعکس شده و فاقد هرگونه استدلال می باشد. به عبارت دیگر، آنان مشاهدات و حالات شخصی خود را در قالب مفاهیم ذهنی عرضه کرده اند و در متن مشاهده، که تجربه وجدانی و علم حضوری است، استدلال بی مورد می باشد. در خارج از آن صحنه و واقعه وحیانی نیز سخنانشان عادی است، نه متنی مقدس. از اینرو، ما نباید از متون وحیانی انتظار استدلال داشته باشیم. به هرحال، ممکن است این سؤال پیش بیاید که ما چگونه باید سخنان وحیانی آنان را بپذیریم؟ پیامبران، که می دانستند ما مثل خودشان نیستیم، چرا برای ما استدلال نیاورده اند؟ پاسخ این است که آنان در صحنه شهود پیامبرانه، پروای دیگران را ندارند؛ وقتی از آن صحنه بیرون آمدند برای آنان، مسأله اثبات مکاشفاتشان برای دیگران مطرح می شود. لذا، این حال بیانگر حرفهای عادی ایشان است، نه متن مکاشفه مینوی آنان. این سؤال، که باور ما به وحی چگونه شکل می گیرد و کارکرد عقل چیست، بدین گونه پاسخ داده می شود که عقل کارایی خاصی ندارد. این نظریه با سابقه ممتد خود، در فلسفه دینی قدّیس آگوستین در قرن چهارم و پنجم میلادی به عنوان «تقدّم ایمان بر فهم» نمودار شد و حاصل آن چنین بود که ایمان از راه لطف حاصل می شود و فهم، پاداش ایمان است. بنابراین، تأکید چنین بود: «در پی آن مباش تا بفهمی، بلکه ایمان بیاور تا بفهمی.» بدین سان، وحی از عقل، ایمان می طلبیده و تقریباً در تمام دوران قرون وسطی، این شعار غالب بوده است
آدرس اینترنتی